محمد بن حسين رازي

75

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي )

شعر : شمر فإنك ماضى العزم شمير * لا يقر عنك تقريع و تعيير ان يمس ملك بنى ساسان افرطهم * فاذن ذا الدهر اطوار دهارير فربما قد كان اضحوا بمنزلة * يهاب صوتهم الاسد المهاصير فيهم أخو الصرح بهرام و اخوته * و الهرمزان و شابور و سابور و الناس اولاد علات فمن علموا * ان قد اقل فمحقور و مهجور و هم بنو الام اما ان رأو نشبا * فذاك بالغيب محفوظ و منصور و الخير و الشر مقرونان فى قرن * فالخير متبع و الشر محذور چون عبد المسيح با پيش كسرى آمد و از قول سطيح او را خبر داد ، كسرى گفت : تا چهارده پادشاه از ما بگذرند بسى حادثه پيدا شود . پس به - چهار سال ده ملوك از ايشان هلاك شدند و سطيح در سيل العرم بوجود آمده بود ، بزيست تا ملك ذى نواس . و آن زيادت از سى قرن بود و مسكن وى به بحرين بود ، عبد القيس دعوى كنند از ايشان بود . و ازد گويند كه از ما بود . نمىدانيم كه از كدام قبيله بود . الا آنكه قومى كه ازو بازمانده‌اند مىگويند كه از بنى ازديم امكان صحت دارد و اللّه اعلم بالصواب .